تاریخ۲۲/۸/۱۳۸۹ ساعت۱۱ قبل از ظهر بود که دودی از داخل جنگلهای حوالی سونگون ورزقان یعنی شمال شرقی روستای اردشیر بلند شده بود کم کم میشد آتش را در داخل جنگل تشخیص داد بعد از یک ساعت دیگر آتش قابل مشاهده بود آن هم از چند کیلومتر فاصله...
آری یک آتش سوزی در جنگل بود که به گفته کارگران معدن به محض اینکه متوجه می شوند جنگل است که آتش گرفته فورا به منابع طبیعی ورزقان اطلاع می دهند
رفته رفته آتش و دود بیشتر و بیشتر می شودکارگران پشت سر هم منابع طبیعی را در جریان می گذارند و آنها با جمله باشد به آنجا سر میزنیم گوشی را قطع میکنند انگار نه انگار که کسی از حادثه ای خبر می دهد و بی خیال از همه چیز پشت میز اداره نشستند و منتظر ساعت ۱۴ هستند که به خانه هایشان تشریف فرماشوند.
ساعت ۱۵ است ودیگر کسی نیست که جواب گوشی اداره را بدهد و جنگل همچنان در حال سوختن و خاکستر شدن است و کسی نیست که لااقل جلوی این آتش سوزی را بگیرد
یک روز گذشت و کسی به داد جنگل و مرتع نرسید و دیگر کارگرها هم به خاطر بی اعتنایی مسئولین منابع طبیعی نسبت به تلفن آنها به منابع طبیعی خبر نمی دهند
حوالی ساعت ۱۳ روز ۲۵/۸/۱۳۸۹ بود که آتش آرام آرام رو به خاموشی رفت شاید اهالی روستا آتش را خاموش کرده اند و شاید هم خود طبیعت به داد خودش رسیده است دیگر آتش خاموش شده است و صحنه ای که مشاهده می شود دهها هکتار جنگل و مرتع خاکستر شده است.
در ضمن حدود ۵ روز قبل هم در شمال غربی همین روستا جنگل آتش گرفته بود و یا آتش زده بودند و در صورت عدم رسیدگی مسئولین به این امر شاید این آتش سوزی ها باز هم ادامه پیدا کند.
.....اما سواللاتی که در ذهن آدم بی جواب مانده انداین است که....
-چه کسانی یا چه عواملی این جنگلها و مراتع را به آتش میکشند...؟
-چه کسی مسئول این آتش سوزیها میباشد...؟
-چه نهاد یا سازمانی در ورزقان وجود دارد که جلوی این آتش سوزی ها و تخریب ها را بگیرد...؟
-آیا اگر یک بار دیگر آتش سوزی اتفاق بیافتد خود به خود خاموش می شود...؟
-آیا اگر این آتش سوزی خاموش نمی شد تا کی وتا کجا باید جنگلها و درختان می سوختند...؟
-آیا اگر این آتش سوزی ادامه می یافت کسی بود که آن را خاموش کند...؟
-آیا برای منابع طبیعی غیر از جنگل و مرتع چیز با اهمیت دیگری وجود دارد...؟
-آیا حفاظت از منابع طبیعی به عهده ما و منابع طبیعی نیست...؟
وخیلی سوالهای بی جواب دیگر......
اگر صیانت از جنگلها و مراتع به دردسرش نمی ارزد پس بگذارید جنگلها خاکستر بشوند.
۲۷/۸/۱۳۸۹ کریم کریم زاده (بئکوو)
